منو

فراخوان

دعوت به همکاری

اخبار شهرستان‌ها

به همت کتابخانه مستوره کردستانی بوکان؛

نشست  نقد و بررسي ديوان مستوره كردستاني برگزار شد

نشست نقد و بررسي ديوان مستوره كردستاني   به همت کتابخانه مستوره کردستانی بوکان در بستر فضای مجازی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی، نشست نقد و بررسي ديوان مستوره كردستاني با همراهي جمعي از دوستداران كتاب در بستر فضای مجازی برگزار شد. در اين نشست منتقدان بخش‌هايي از ديوان مستوره را واكاوي نموده و ارتباط و تأثيرپذيري وي از شاعران كرد و فارس هم دوره خود را بررسي كردند.
در ابتداي جلسه پروين عبداله‌زاده مسئول كتابخانه مستوره كردستاني، زندگينامه مختصري از ماه شرف خانم اردلان متخلص به مستوره ارائه كرد و اعلام داشت : مستوره در سال 1184 در سنندج در خانواده اي اهل علم و هنر و ادب به دنيا آمد و از كودكي با خواندن و نوشتن آشنا شد. بعد از ازدواج با خسرو خان اردلان (حاكم سنندج) به كتابخانه ششصد ساله اردلان‌ها دسترسي يافت و چون همسرش نيز اهل شعر بود بيشتر او را به سرودن تشويق كرد. مستوره اولين زني است كه درحوزه تاريخ با نگارش كتاب «كردان اردلان» قلم زده و جزء معدود زناني است كه در حوزه دين و شريعت براي زنان، كتابي به رشته تحرير درآورده است. اين زن تاريخ نگار، شاعر و خطاط، چند سال بعد از وفات همسرش به علت اختلافات خاندان اردلان با قاجارها، همراه با خانواده به سليمانيه عراق كوچ كرد. يك سال بعد در 18 آذر 1226 شمسي در حالي كه 44 سال بيشتر نداشت دار فاني را وداع گفت و در گورستان «گردي سه يوان» سليمانيه به خاك سپرده شد.
مهري پاكزاده، مدرس دانشگاه به عنوان اولين منتقد به بررسي سبك و وزن اشعار مستوره پرداخت و گفت: مستوره يك مورخ بود و به دليل قرار داشتن در محيط سرشار از علم و ادب، به شعرعلاقه مند شد و  با علوم بلاغي و ديني زمانه ي خود آشنا گرديد. مستوره را با توجه به ديواني كه در دسترس ماست، مي توان شاعري آشنا به فن شعر دانست و من از اشعارش بوي سبك سعدي به مشامم مي رسد هر چند از قافيه و رديف‌هاي حافظ هم پيروي كرده است.
 اين مدرس دانشگاه، غزل‌هاي عاشقانه مستوره را فاقد احساسات زنانه دانست و تأكيد كرد: اگر كسي شعرهاي عاشقانه مستوره را بخواند، متوجه نخواهد شد كه آن را يك زن سروده است هر چند كه عفت كلام مستوره در اشعار خودنمايي مي‌كند.
 پاكزاد غزل را قالب غالب ديوان مستوره دانست و افزود: رسم شعرا در قرن سيزدهم سرودن غزل بود كه مستوره هم از آن تبعيت كرده است و مثنوي‌هاي او به سبك وزن رايج اشعار اورامي شاعراني مثل مولوي كرد و بيساراني بيشتر بر وزن فع لن فعولن در بحر متقارب مثمن اثلم سروده شده است.
وی با اشاره به تقطيع 20 غزل ديوان مستوره و استخراج بحر و اوزان آن تأكيد كرد: تنوع وزني در ديوان مستوره زياد است و دو وزن بحر هزج و رمل بيشترين بسامد را به خود اختصاص داده هست. افاعیل و اوزان  نرم و خوش آهنگ اين دو بحر باعث شده تا بيشتر شاعران كرد و فارس از آن در سرودن شعر بهره ببرند.
اين منتقد در پايان تصريح كرد: ما در شعر مستوره مثل پروين اعتصامي شاهكار شعري نداريم و بيشتر تكرار مضاميني است كه در اشعار كلاسيك گذشتگان وجود داشته است. مستوره نثر لطيف، زيبا و عاشقانه دارد و ما شاهديم كه چقدر سوزناك در رثاي همسرش خسرو خان مثنوي مي‌سرايد؛ هر چند اشعارش در زمينه انتخاب واژه و مضامين نو به آن پختگي لازم نرسيده است.
 
 صباح حسيني، پژوهشگر و نويسنده به عنوان منتقد دوم به بررسي ارتباط مستوره با شاعران هم عصرش اعم از فارس و  كرد و همچنين ميزان تأثير پذيري وي از شاعران گذشته زبان فارسي پرداخت.
وي در ابتدا به عنوان پيش درآمد سخن، به وجود زنان  فاضل ، شاعر و نويسنده در گذشته دركردستان اشاره كرد و گفت: هرچند تا كنون  مستوره يكه تاز و يگانه  بوده و تاكنون  زني با ويژگي‌هاي علمي و شخصيتي وي شناسايي نشده است؛ اما به يقين،   زناني بوده‌اند كه داراي فضل و علم بوده اما مقتضيات زمانه، اجازه ظهور و بروز به آنها نداده است. وي به ذكر  نام  چند نفر از زنان شاعر و اهل فضل  در سنندج و اطراف آن پرداخت و افزود:  بانو بهجت شجاعي ايلخاني زاده وزيري سنندجي ازجمله  اين زنان بوده  كه عمري كوتاه ولي آثار پرباري از خود به يادگار گذاشته است  .
حسيني در ادامه به ذكر نام چند نفر از شاعران فارس و صاحب نام هم عصر مستوره  چون : يغما جندقي، فروغي بسطامي، سروش اصفهاني، قاآني، ميرزا محمد شفيع وصال پرداخت و گفت: ازميان اين شاعران، تنها شاعري كه درديوان مستوره نام وي به صراحت  ذكر شده است يغما جندقي است كه  مستوره از وي باعنوان  " مير اقليم سخن حضرت  يغما "  نام برده است.
وي در ادامه با ذكر شواهدي به تأثيرپذيري‌هاي مستوره از شاعراني مثل  حافظ و سعدي و صائب و مشتاق اصفهاني و....غيره پرداخت .
حسيني در بخش دوم سخنانش، به ذكر نام شاعران بزرگ كرد هم عصر مستوره و ارتباط آنها با مستوره  پرداخت و افزود: نالي، مولوي تاگوزي، مصطفي بيگ كردي ،عبدالرحمن بيگ سالم و....از بزرگاني هستند كه هم دوره و تقريباَ هم سن مستوره بوده‌اند .
اين منتقد ضمن بررسي ارتباط مستوره با نالي تصريح كرد: هزليه‌اي كه نالي خطاب به مستوره سروده و درآن به كسر شأن مقام  وي پرداخته ازجمله  اشعاري است كه هنوز علت واقعي آن مشخص  نشده است. وي افزود هرچند بعضي از محققان دلايلي را براي  اين  كار نالي ازجمله  اختلافات  سياسي امارت بابان واردلان آورده اند؛ اما واقعيت  آنست  بسيار جاي تعجب است شاعري بزرگ  و كم نظير چون نالي كه نماد نزاكت وادب است اين چنين در شعري كه خودش هم آنرا براي مقام خود عار مي‌داند به مستوره تاخته باشد و و در اين تاختن گرد وخاك هم برپاي كرده است. حسيني در ادامه به نمونه‌هايي از هزليه‌هاي شاعران بزرگي مثل سعدي پرداخت و گفت: سعدي در ابتداي هزلياتش مي‌گويد كه طبع وي چندان مايل به اين گونه سخنان نبوده ولي افرادي وي را مجبور به  اين كار كرده اند. حسيني از اين نقل اين نتيجه را گرفت كه: بعيد نيست نالي نيز قرباني تحريكات افرادي شده و اينچنين شعري سروده باشد و ما در تمام  ديوان  نالي يك بيت كه از نظر فكري شبيه به هزليه نالي خطاب به مستوره باشد نمي بينيم.
حسيني، غزلي كه سال‌ها با نام مستوره  در ديوان  وي چاپ شده (گرفتارم به نازي چاوه كاني مه ستي فه تتانت ) را بر اساس مستندات موجود متعلق به مصطفي بيگ كردي دانست و در خاتمه تأكيد كرد ديوان  مستوره به مقدمه، زندگينامه نو و عالمانه و همچنين شرح و تصحيح تازه‌اي  نياز دارد كه  اميدوارم  اين  امر به  زودي  محقق شود.
اين نشست با خوانش اشعاري از مستوره و چند پرسش و پاسخ با منتقدان به پايان رسيد.
نسخه قابل چاپ