صفحه اصلي
اخبار
اخبار نهاد کتابخانه‌های عمومی
اخبار ویژه هفته کتاب
ارتباط با سرپرست اداره کل
البوم
بازديدها
برنامه هفتگی کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی
بهار مهربانی در بهار قرآن
بیست و هفتمین دوره هفته کتاب
تصوير ها
دانلود منابع رضوی
دهه فجر
زمان ديجيتال سرور
شعار سال
کتاب‌خوان خرداد ماه
گام دوم انقلاب: پایبندی به اصول
گزارش تصویری
لینک های نهاد
مطالعه مجازی
منو
موسیقی
نشست کتاب خوان
نهاد ها و سازمانها
نهمین جشنواره کتاب خوانی رضوی
نهمین جشنواره کتاب خوانی رضوی
ورود
1398/7/24 چهارشنبه به میزبانی کتابخانه آیت الله کاشانی ماکو؛ نشست نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» برگزار شد نشست نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» با همکاری گروه نقد ادبی خاقانی و به میزبانی کتابخانه آیت الله کاشانی ماکو برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی، جلسه نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» اثر نادر ابراهیمی، با همکاری گروه نقد ادبی خاقانی در سالن کتابخانه آیت الله کاشانی ماکو برگزار شد.

در ابتدای این نشست بالغ صمدزاده، منتقد ادبی حاضر در نشست به معرفی نویسنده پرداخت و گفت: نادر ابراهیمی، بی‌گمان یکی از بزرگ نوادری است که ادبیّات داستانی ایرانی در دورۀ معاصر شاهد آن بوده است. نبوغ داستان‌نویسی ابراهیمی، مرزهای ایران را در نوردیده و در سرزمین‌های دیگر نیز شناخته شده است. اگر بگوییم که ابراهیمی، سبک و طرز خاصّی دارد و نوشته‌هایش با دیگر نویسندگان از جهت نوع نگاه، قلم‌فرسایی، خیالبافی شاعرانه، بیان روان، رمزآلودگی، عاطفه و احساس فرق دارد و فرا زمینی است، سخنی به گزاف نگفته‌ایم.

صمدزاده افزود: نادر ابراهیمی، نویسندگی را از پانزده سالگی آغاز کرد. نخستین کتاب وی «خانه‌ای برای شب» در سال 1342 منتشر شد که داستان «دشنام» از این مجموعه بسیار چشمگیر شد. ابراهیمی جوایزی از قبیل جایزۀ براتیسلاوا در زمینۀ ادبیّات کودک، جایزۀ نخست یونسکو در زمینۀ تعلیم و تربیت، جایزۀ کتاب برگزیدۀ سال ایران و عنوان نویسندۀ برگزیدۀ ادبیّات داستانی 20سال بعد از انقلاب را به خاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» کسب نموده است.

حسن نوروزی، دیگر منتقد حاضر در جلسه گفت: نادر ابراهیمی در این داستان به شیوۀ «تک‌گویی» داستان خود را بیان کرده‌ است؛ همانند شیوه‌ای که هوشنگ گلشیری در «شازده احتجاب» در پیش گرفته است.
 

کبری احمدی، سومین منتقد اثر گفت: برای درک بیش‌تر متن، مفهوم و ارتباط بینامتنی در داستان «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم»، باید کتاب را حدّاقل دو مرتبه خواند؛ بار اوّل با سبک نویسنده باید آشنا شد و در مرتبۀ دوم به درک زمان وقوع رویدادها رسید. وی افزود: نویسندۀ محترم، در فونت نوشتاری، سه اندازه از فونت را به کار برده‌ است: فونت کوچک برای بیان دوران کودکی و خاطراتش با هلیا، فونت متوسّط مربوط به دورۀ نوجوانی و جوانی و فونت بزرگ مربوط به دورۀ بزرگسالی و دورانی که وی در یک نوع تبعید اجباری، دور از یار و دیار اصلی خود به سر می‌برد. این سه نوع نوشتار را به حالات گوناگون زندگی وی نیز می‌توان نسبت داد.

در پایان معصومه حسین‌نژاد چهارمین منتقد حاضر در جلسه، زبان رمان را صمیمی و صادقانه بیان کرد که مرور جزئیّات در آن به خوبی آشکار است. وی ادامه داد: آن‌گونه که از خاطرات نادر ابراهیمی برمی‌آید اسم «هلیا» از واژۀ «الهی» برگرفته شده‌ است و نویسنده در یک سفر زمینی با اتوبوس به اصفهان همراه همسرش، واژۀ «الهی» را پس و پیش نموده و این واژه که امروزه یک اسم داخترانه است را ساخته است.